|
مشترکیم در تفاوت |
|
|
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٠توسط Rakht | پيام هاي شما ()
مادر بیچاره این ترانه رو از زبون یه مادر اینجا دریافت کنید.
اجرا توسط مادر نیک دریک.نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٢/٢توسط Rakht | پيام هاي شما ()
Nine Inch Nails یا میخهای نه اینچی، گروه موسیقی راک صنعتی آمریکایی هست، هر چند که عضو اصلی این گروه ترنت رزنر "Trent Reznor" با این ادعا مخالفه. این گروه در سال 1988 کارش رو شروع کرد وتا به حال دوازده بار نامزد و دو بار برندهی جایزهی "گرمی" شده. محتوای خیلی از کارهاشون دربارهی مقاومت و شکنجهست و یه جورایی خنده داره وقتی ارتش آمریکا از موسیقی این گروه برای شکنجهی بازداشتشدهها استفاده میکنه. موسیقی دربارهی شکنجه برای شکنجه. ترنت رزنر در وبسایت رسمی گروه میخهای نه اینچی مینویسه: " مشکل است حتی تصور چیزی چنین توهینآمیز، خردکننده و خشمانگیز نیز مشکل است که موسیقیای که برای آفرینش آن روح و قلب خود را گذاشتهای به عنوان ابزاری برای شکنجه استفاده شود. در صورت وجود روشی قانونی برای مخالفت با این امر، به حتم و با عزم دنبال خواهد شد، با هزینههایی که میتواند کمکهای خیریه بشر دوستانه باشد. خدا را شکر که گویا این کشور با خرد و دلیل یک سو شده و میتوانیم حکومت دیوانهگی سلطهجویانه، طماع و بیقانونی بوش را پشت سر گذاریم." پیاس: انگار هیچ کش از آدمهای تندرو خوشش نمیاد! پیاساس: این متن یادداشت اصلی رزنر: Trent Reznor : "It's difficult for me to imagine anything more profoundly insulting, demeaning and enraging than discovering music you've put your heart and soul into creating has been used for purposes of torture. If there are any legal options that can be realistically taken they will be aggressively pursued, with any potential monetary gains donated to human rights charities. Thank GOD this country has appeared to side with reason and we can put the Bush administration's reign of power, greed, lawlessness and madness behind us." NIN نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٢/٢۱توسط Rakht | پيام هاي شما ()
من عاشق موسیقی دوران باروک هستم،,بعد موتزارت (Wolfgang Amadeus Mozart) میاد و تک و تنها دنیای موسیقی رو از باروک به عصر کلاسیک تغییر میده. در کل کارای موتزارت رو به اون اندازه که ازش تعریف میشه دوست نداشتم اما هر روز به جهلم آگاه تر میشم. این بشر سر تا پاش نبوغه. من دیونهی بعضی از قطعاتشم.
برای مثال پیانو کنچرتو شمارهی 4 ( Piano Concerto no.4 in G major kv41). چیزی که باعث شد از تعجب و تحییر.....! دهنم باز موند نتونستم جملم رو تموم کنم. این بود که امروز متوجه شدم موتزارت چهار پیانو کنچرتو اولش رو در یازده سالگی نوشته!! آخه چطور میشه یه پسر بچهی یازده ساله بتونه چنین احساساتی رو درک کنه، چه برسه به اینکه بخواد به این زیبایی، در نهایت تکامل در قالب موسیقی اون احساسات رو بیان کنه. من سر تعظیم فرود میارم. یادمه وقتی یازده سالم بود خوشحال بودم دیگران از نقاشیام تعریف میکردن. تقدیم چنین هنری به بشریت که نسل ها از زیباییش لذت میبرند، هر انسانی رو مغرور میکنه. فقط یه پسر بچه یازده ساله!!! پیاس: تین آهنگ فوقالعاده (از نظر من البته!!) رو میتونید از اینجا دریافت کنید.
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/٢٧توسط Rakht | پيام هاي شما ()
فکر میکنم اکثر افرادی که این چند روز تو نت هستند، دنبال اخبار ماجرای دوشنبه ٢۵ و سه شنبه ٢۶ بهمن هستند. متاسفانه من نمی تونم خبری بهتون بدم به جز ابراز همدردی با خانواده ی دو نفر کشته شده و ١۵٠٠ بازداشت شده (١۵٠ نفر تایید شده) و دوستان و تمام مردم آزادی خواهیست که فریب نمی خورند و دروغ و دروغگو رو می شناسند. این پست راجب اتفاقات اخیر نیست. این پست داستان یک ترانست. گروه بیتلز "The Beatles" که شاید موفق ترین گروه موسیقی در تمام دنیا بود و با اینکه چند دهه از دورانشون میگذره هنوز هم محبوب هستند، در آلبوم Rubber Soul ترانه ای به نام Michelle منتشر کردند. جدا از زیبایی موسیقی این قطعه، ترانه ای که خونده میشه خیلی عجیبه و شاید در نگاه اول مضحک به نظر بیاد. ماجرای ترانه به این شکله ... پسری انگلیسی عاشق یک دختر فرانسوی به اسم میشل میشه و سعی میکنه عشقش رو با یک ترانه ابراز کنه. اما این پسر، فرانسوی بلد نیست و تنها چیزی که به فرانسه میتونه بگه اینه : Michelle, my belle میشل، زیبای من پس کاری که میکنه اینه که همین قطعه رو اول به انگلیسی و بعد به فرانسه میخونه و در بینش میگه که " دوست دارم، این همه ی چیزیه که می خوام بهت بگم، و تا زمانی که راهش رو پیدا کنم، تنها چیزایی که بلدم رو میگم که میدونم میفهمی." و بعد دوباره همون قسمت فرانسه رو میخونه. این کار رو چند بار تکرار میکنه و ما بینش میگه بهش علاقه داره و بلاخره یاد میگره چطور علاقش رو نشون بده و تا اون وقت همون جمله ظاهرا بیربط رو به فرانسه تکرار میکنه. اولین باری که شنیدمش برام خنده دار و مضحک بود ولی وقتی بیشتر بهش فکر کردم تبدیل شد به رمانتیک ترین ترانهای که تا به این روز شندیم. این ترانهی زیبا رو از اینجا و یا اینجا دانلود کنید. پیاس: من طرفدار گروه بیتلز و دز کل این ژانر موسیقی نیستم ولی واقعا این قطعه و چند تا از کارهای دیگشون مثل "Girl" از همون آلبوم "Rubber Soul" رو خیلی دوست دارم و مرتب گوش میدم. پیاساس: در دوم ژانویه 2010، پل مک کارتنی، خوانندهی اصلی ترانهی میشل، این ترانه رو در کاخ سفید برای میشل اوباما همسر رئیس جمهور ایلات متحده اجرا کرد و بعد از اون به خبر نگارها گفت: "ممکن بود اولین خوانندهای باشه که از یک رئیس جمهور کتک خورده." و میشل اوباما هم گفت: "زمانی که از طرفداران گروه بیتلز بوده، هیچ وق حتی تصورش رو هم نمیکرد که روزی ترانهی میشل توسط خود گروه بیتلز براش اجرا بشه." نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/٢٢توسط Rakht | پيام هاي شما ()
Erbarme dich, mein Gott خدایا, بر من رحم آر.
یه داستان خیلی قدیمی هست راجب خیانت و انکار یکی از دوستان مسیح. داستانی درام و غمناک از پشیمانی مردی که دیگه براش دیر شده و او از ته قلب طلب بخشش میکنه. یه داستان تاثیر گزار. صحت و درستی این ماجرا برام مهم نیست، قبلا تو یه پست راجب یه انیمه ی ژاپنی "Death note" نوشته بودم و از یه صحنه که به شدت منو تحت تاثیر قرار داد و دوست داشتم ئاستان همونجا متوقف بشه و بعد فهمیدم که اون قسمت از همین داستان الگو گرفته. خوب الان نزدیک عاشوراست و به نوعی این هم یه نوع داستان درامه، البته متفاوت با اون داستانی که تو انجیل هست اما نمیشه گفت تاثیر گذار نیست، چرا که ما داریم بعد از این همه سال تاثیرش رو اطرافمون میبینیم. خوب یه داستان خوب نیاز به تبلیغ هم داره. اینجاست که همه چی عوض میشه. "باخ" در مجموعه قطعاتی که بر اساس انجیل متی نوشته و به "St Matthew Passion, BWV 244" معروفه، اثری خلق میکنه که با همه چیز فرق داره. اثر گدارتر از هر داستان دیگه ای که شنیدم. نمیتونم، نمیتونم قطعه ی Erbarme dich, mein Gott رو بشنوم و خشکم نزنه. چرا؟ چطور میتونه منو تو یه لحظه خشک کنه و من هیچ کنترلی ندارم؟ باخ تو فرق داری. St Matthew Passion فوق العاده زیباست و این قطعه گل سرسبد.
Erbarme dich, mein Gott خدایا، برمن رحم آر.
این متنی که با زیبایی خاصی و با موسیقی ماوراییش در چیزی نزدیک به هفت دقیقه اجرا میشه و من رو مات ومبهوت میکنه. و این برای من هیچ ربطی به کلمات و مفهمشون نداره بلکه امواج صدا. با خودم فکر میکنم اگه اینی نبودم که الان هستم و این قطعه رو میشندیم، با تمام وجود دنبالش میرفتم و تک تک کلمتش رو تنها حقیقت غیر قابل تغییر می دونستم. اما حالا میپرسم، آیا عمق و زیبایی، تاثیرگذاری این قطعه به خاطر داستانییه که پشتشه. (طبق گفته ی کارگردان که فیلمی در این مورد ساخته. من که از این داستان خبر نداشتم!) و یا بخاطر نبوغ "باخ" ؟ هرچه که جذابه لزوما حقیقت نیست. من میگم نه، نمی دونم چرا با این آهنگ خشک میشم. میدونم که زیباست و تاثیر گذار. میدونم که هر حسی که بهم میده، ازش لذت میبرم. اینجا MP3 این قطعه از باخ رو دریافت کنید. و اینجا ویدئوی اجراهای مختلفی از اون رو ببینید. دیدنش رو توصیه میکنم. (ویدئو ها از یوتوب هست و اگر صفحه ی لینک شده رو خالی میبیند به دلیل قربال سرویس مذکره.) نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۸توسط Rakht | پيام هاي شما ()
دیروز بلاخره یافتم! بعد از مدتها بلاخره انگلیش سویت و پارتیتا ١ تا ۶ باخ رو پیدا کردم، اونم چی!! با اجرای Glenn Gould. خدا از بزرگی کمت نکنه isohunt . دیگه اینقدر از گشتن خسته شده بودم که midi هاش رو که با FL studio به mp3 تبدیل کرده بودم گوش می دادم. اینم از فروشگاهای موسیقی ما که تا دلت بخواد از "خواجه امیری" دارن اونوقت بشون میگی suiteEnglish باخ می خوام ، 2 تا سی دی گلچین شده (که معلوم نیست رو چه اساس و کی گلچین کرده ) بهت میدن و میگن همش همینه. اینترنت، با هیچی عوضت نمی کنم. اتفاقا از کار سرنوشت الان یه کلیپ از مرحوم "گولد" دیدم سر اجرای همین "پارتیتای باخ" که توش کارگردان ضبط ازش راجب صندلیش سوال میکنه! جالبه که این صندلی که در حال حاظر تو موزست و شهرتش به اندازه ی صاحبشه.
گولد در حالی که صندلی دستشه وارد استودیو میشه و جلوی پیانو میزارتش و دستکشش رو در میاره. پیانو رو تست می کنه که اینجاست کارگردان میگه : "عجب وسیله ی عجیبیه!". گولد که فکر میکنه منظورش پیانوست میگه " به نظر من که تون صداش خیلی خوبه." - "منظورم این، این چیزه (اشاره به صندلی). نمیدونم چی صداش کنم." - گولد با لحن طنز و لهجه ی فرانسوی ((گولد کانادایی بود)) میگه :" موسیو! به اعضای خونواده ی من توهین نمی کنی." -"منظورت چیه عضو خانواده؟" - درحال در آوردن اورکت و کلاه "این همراه همیشگی سفرامه ....بدونش نمی تونم کار کنم....21 سال با من بوده....همین چیز....به جز این فقط یه صندلیه." -"یعنی تو واقعا رو این کنسرت دادی؟!!" -"تا حالا رو هیچ چیز دیگه ای کنسرت ندادم...حداقل نه تو این 21 سال." -"پس تو حرفه ی موسیقیت این به اندازه ی باخ بهت نزدیک بوده؟" -"اوه، خیلی نزدیکتر! " و بعد شروع به نواختن می کنه. گولد احتمالا مشهورترین و بهترین نوازنده ی قطعات کیبورد باخ بود و هنوزم هست. شاید همینه که باعث میشه دوسش داشته باشم، به خاطر باخ. اما برام جالب که به خاطر خود گلن گولد، صندلیش مشهور میشه. ستون فقرات گولد در جوونی صدمه دیده بود و به همین دلیل روی صندلی مخصوصش مینشست. از بیماری های دیگه ای هم رنج میبرد (مثلا هیپوکندر یا خودبیمارانگاری) و این وضعیت باعث میشد رفتار های عجیبی داشته باشه. مثلا برای محافظت از انگشتاش به ندرت با کسی دست میداد و این که اگه به رکوردهای گولد گوش کنید به راحتی صداش رو تو پس زمینه میشنوید که با دهن آهنگ رو همراهی میکنه و مهندسین ضبط رو کلی به زحمت انداخته که سعی میکنن صداشو کمرنگ کنن اینم خود جناب گلن گولد در دهه ی آخر عمر کوتاه و پردستاوردشون.
پی اس: اگر طرفدار آقای" خواجه امیری" هستید، بنده ی حقیر فقط قصد مقایسه داشتم و منظور بی احترامی به ایشون، آهنگاشون و یا طرفداراشون نبود. نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/٢٥توسط Rakht | پيام هاي شما ()
یه ترانه از شکسپیر هست که من از طریق فرهاد مهرداد باهاش آشنا شدم. آهنگش خیلی ساده و آرومه و در عین حال زیبا که فرهاد در هر دو زبان فارسی و انگلیسی مو خونش. William Shakespeare , King Richard II. Act i. Sc. 3 O, who can hold a fire in his hand ویلیام شکسپیر /نمایش نامه ریچارد سوم / پرده اول/ صحنه سوم کیست که بتواند آتش در کف دست نهد پی.اس : من با شعر میونه ی خوبی ندارم اما با موسیقی !! پس بتون پیشنهاد می کنم به این آهنگ گوش بدید، از اینجا. پی.اس.اس: نمایشنامه ی ریچارد سوم توسط دکتر قمشه ای ترجمه شده. پی.اس.اس.اس: یاد زنده یاد فرهاد بخیر، اگر طرف دار پروپا قرصش هم نیستید، بد نیست هر چندوقت یه بار بین سیل آهنگای پاپی که امروز میان و فردا فراموش میشن، یادی از هنرمند واقعی بکنیم. |
|
