|
مشترکیم در تفاوت |
|
|
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٠توسط Rakht | پيام هاي شما ()
مادر بیچاره این ترانه رو از زبون یه مادر اینجا دریافت کنید.
اجرا توسط مادر نیک دریک.نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۸/٥توسط Rakht | پيام هاي شما ()
می ترسم می ترسم از لغزش دیشب سعی کردم فیلم برگشت ناپذیر رو ببینیم، فیلمی که چند ماه پیش پیشنهاد کردم حتما ببینید (اینجا)، اما خودم هنوز نتونستم ببینم، تو این فیلم صحنه هایی هست که از دیدنشون وحشت دارم و وقتی بهش میرسم نمی تونم ادامه بدم. من فرق دارم؟ نکنه من هم فرقی ندارم و فقط دلم خوشه؟ اما دلم خوش نیست، پس این نگرانی و ترس چیه؟ عجیبه، ترس و این حقیقت که نگرانی بهت آرامش بده و آرامش بترسونت که مبادا غفلت کنی و.... این مربوط به هیچ کس نیست، این واسه منه، ترس منه و خودم تنها.. چه سخت وقتی میترسی، وقتی اینجور نگرانی.. سوء تفاهم، چیزی که حتی فکرش رو نمی کنی تصویری ازت نشون بده که به اونی که ازش میترسی نزدیکت کنه.
باله دریاچهی قو رو میدیدم، چه قدرتی داره، یه جاهایش میلرزونتم، یه لحظه توی اوج ..دلم گرفتمو گفتم وای خداااا....(!) خودتو که مثل اونا، جای اونا، یا در حال تماشاشون میبینی... نمیدونم. پیاس: دانلود این بالهی شاهکار (نظر شخصی)
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢توسط Rakht | پيام هاي شما ()
شوخی منو جدی گرفتن. وقتی مطلب ( تا ثریا... ) رو نوشتم، فکر میکردم مشخصه دارم طعنه میزنم ولی مثل اینکه متوجه نشدن و تاثیر منفی گرفتن. گفتم این خانوما رو بزنید سینهی دیوار یه تیر حروم هر کدومشون کنید ولی در واقع داشتم به در میگفتم دیوار بشنوه. چشتون روز بد نبینه. با رسانه ای شدن این چند مورد تجاوزات جنسی اخیر که البته قبلا هم بود اما حالا خبر ساز شده، هرچند به نظر من در سایه تدبیر مـــقام والا بیشتر هم شده، به هر حال، مقام قضایی کشور، حامی مال و جان مردم، در یک عمل هوشمندانه!! قربانی رو انداخته هلفدونی. یعنی در واقع دختر بیچاره ای که مورد تجاوز قرار گرفته و این قدر جرات داشته در این جامعه کوته فکر، این جنایت رو گزارش کنه، الان در بازداشته. به چه جرمی؟ به جرم مورد تجاوز قرار گرفتن. به خاطر اینکه گزارش داده و آمار جرم کشور رو بالا برده. کشور به آمار توهمی عادت کرده، این حرفا چه معنی داره. حتما حکمتی بوده این بلا سرت اومده دیگه، خواست خدا بوده پس بشین سر جات و دم نزن. احتمالا دختر بیچاره با خودش فکر میکنه همین کارو میکرد و به روی خودش نمیورد، شاید حتی آرزو کنه که ای کاش مثل خانوم دکتری که تو گلستان بعد از تجاوز به قتل رسید، اونم خلاص می کردن از این همه بدبختی. ما حتی نمی تونیم تصور کنیم تجربهی چنین چیزی چه قدر وحشتناکه، کسی که این بلا سرش میاد این خاطره تا آخر عمر بخشی از وجودش رو نابود کرده و دیگه قابل برگشت نیست. کسی که زیر این همه فشار، کسی که چنین بلایی سرش اومده، در بدترین روزهای زندگیش حالا باید تو بازداشتگاه باشه. به این میگن عــــــــــــدالت. پی اس: اگر می خواید یکم بیشتر با تجربهی تلخ تجاوز جــ.نسی آشنا بشید، پیشنهاد میکنم فیلم بازگشت ناپذیر ( Irreversible ) رو ببینید. این فیلم بسیار واقعی ساخته شده و هشدار میدم که صحنه هایی که تو فیلم میبینید خیلی تکان دهندست و بسیار تاثیر گذار. دیدن فیلم بازگشت ناپذیر رو پیشنهاد میکنم اما هشدار میدم. در صورت تمایل در ادامهی مطلب دانلود کنید. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٢/٢۱توسط Rakht | پيام هاي شما ()
من عاشق موسیقی دوران باروک هستم،,بعد موتزارت (Wolfgang Amadeus Mozart) میاد و تک و تنها دنیای موسیقی رو از باروک به عصر کلاسیک تغییر میده. در کل کارای موتزارت رو به اون اندازه که ازش تعریف میشه دوست نداشتم اما هر روز به جهلم آگاه تر میشم. این بشر سر تا پاش نبوغه. من دیونهی بعضی از قطعاتشم.
برای مثال پیانو کنچرتو شمارهی 4 ( Piano Concerto no.4 in G major kv41). چیزی که باعث شد از تعجب و تحییر.....! دهنم باز موند نتونستم جملم رو تموم کنم. این بود که امروز متوجه شدم موتزارت چهار پیانو کنچرتو اولش رو در یازده سالگی نوشته!! آخه چطور میشه یه پسر بچهی یازده ساله بتونه چنین احساساتی رو درک کنه، چه برسه به اینکه بخواد به این زیبایی، در نهایت تکامل در قالب موسیقی اون احساسات رو بیان کنه. من سر تعظیم فرود میارم. یادمه وقتی یازده سالم بود خوشحال بودم دیگران از نقاشیام تعریف میکردن. تقدیم چنین هنری به بشریت که نسل ها از زیباییش لذت میبرند، هر انسانی رو مغرور میکنه. فقط یه پسر بچه یازده ساله!!! پیاس: تین آهنگ فوقالعاده (از نظر من البته!!) رو میتونید از اینجا دریافت کنید.
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/٢٢توسط Rakht | پيام هاي شما ()
Erbarme dich, mein Gott خدایا, بر من رحم آر.
یه داستان خیلی قدیمی هست راجب خیانت و انکار یکی از دوستان مسیح. داستانی درام و غمناک از پشیمانی مردی که دیگه براش دیر شده و او از ته قلب طلب بخشش میکنه. یه داستان تاثیر گزار. صحت و درستی این ماجرا برام مهم نیست، قبلا تو یه پست راجب یه انیمه ی ژاپنی "Death note" نوشته بودم و از یه صحنه که به شدت منو تحت تاثیر قرار داد و دوست داشتم ئاستان همونجا متوقف بشه و بعد فهمیدم که اون قسمت از همین داستان الگو گرفته. خوب الان نزدیک عاشوراست و به نوعی این هم یه نوع داستان درامه، البته متفاوت با اون داستانی که تو انجیل هست اما نمیشه گفت تاثیر گذار نیست، چرا که ما داریم بعد از این همه سال تاثیرش رو اطرافمون میبینیم. خوب یه داستان خوب نیاز به تبلیغ هم داره. اینجاست که همه چی عوض میشه. "باخ" در مجموعه قطعاتی که بر اساس انجیل متی نوشته و به "St Matthew Passion, BWV 244" معروفه، اثری خلق میکنه که با همه چیز فرق داره. اثر گدارتر از هر داستان دیگه ای که شنیدم. نمیتونم، نمیتونم قطعه ی Erbarme dich, mein Gott رو بشنوم و خشکم نزنه. چرا؟ چطور میتونه منو تو یه لحظه خشک کنه و من هیچ کنترلی ندارم؟ باخ تو فرق داری. St Matthew Passion فوق العاده زیباست و این قطعه گل سرسبد.
Erbarme dich, mein Gott خدایا، برمن رحم آر.
این متنی که با زیبایی خاصی و با موسیقی ماوراییش در چیزی نزدیک به هفت دقیقه اجرا میشه و من رو مات ومبهوت میکنه. و این برای من هیچ ربطی به کلمات و مفهمشون نداره بلکه امواج صدا. با خودم فکر میکنم اگه اینی نبودم که الان هستم و این قطعه رو میشندیم، با تمام وجود دنبالش میرفتم و تک تک کلمتش رو تنها حقیقت غیر قابل تغییر می دونستم. اما حالا میپرسم، آیا عمق و زیبایی، تاثیرگذاری این قطعه به خاطر داستانییه که پشتشه. (طبق گفته ی کارگردان که فیلمی در این مورد ساخته. من که از این داستان خبر نداشتم!) و یا بخاطر نبوغ "باخ" ؟ هرچه که جذابه لزوما حقیقت نیست. من میگم نه، نمی دونم چرا با این آهنگ خشک میشم. میدونم که زیباست و تاثیر گذار. میدونم که هر حسی که بهم میده، ازش لذت میبرم. اینجا MP3 این قطعه از باخ رو دریافت کنید. و اینجا ویدئوی اجراهای مختلفی از اون رو ببینید. دیدنش رو توصیه میکنم. (ویدئو ها از یوتوب هست و اگر صفحه ی لینک شده رو خالی میبیند به دلیل قربال سرویس مذکره.) نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۱٠توسط Rakht | پيام هاي شما ()
کتاب تاوان اینقدر برام غمناک بود که بعد تموم کردنش تو سایت ها دنبال لیست اندوهناکترین داستان ها گشتم و انتظار داشتم تو صدر ببینمش اما نبود. برای من بینهایت زیبا و به شدت غمناک بود. همیشه دوست داشتم کتابی رو بخونم که اخرش اون چیزی نباشه که انتظار داری. "همه به خوبی و خوشی زندگی کردنند." حالا می فهمم که که چرا اکثر داستان ها اینطوری تموم میشن. این کتاب سال ٢٠٠٢ منتشر شد و متاسفانه هنوز به فارسی ترجمه نشده. (برای همین داستان رو تعریف کردم) اما سال ٢٠٠٧ از روی این داستان فیلم تاوان Atonement رو ساختن که نویسنده ی کتاب "Eian McEwan" جزو تهیه کنندگان فیلم و باعث افزایش کیفیت و نزدیکی هرچه بیشترش به کتاب میشه.
موسیقی متن این فیلم هم خیلی تاثیر گزاره به خصوص قطعه ی Farewell با خداحافظی. به اونایی که نمی تونن کتاب رو بخونن این فیلم زیبا را توصیه می کنم و حتی اگر کتاب رو خوندید، باز هم دیدن فیلم رو پیشنهاد میکنم. با تشکر از innocent عزیز می تونید فیلم رو در چهار بخش از hotfile با حجم 400 مگابایت دانلود کنید. دانلود بخــــــش اول ، بخـــش دوم ، بخش ســــوم ، بخش چــــــهارم |
|
