|
مشترکیم در تفاوت |
|
|
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱۱/٢توسط Rakht | پيام هاي شما ()
ای کاش خواب بودم ای کاش خواب بودم نه تو خواب، کاش خودٍ خواب بودم رویایی که وقتی هوس دیدنمو داشتی چشاتو میبستی و نه من، زیباترین پیکره جلوت ظاهر میشد. کاش خواب بودم تا با من هیچ قانونی معنا نداشت. تا هرچه خواستت بود، با یه اراده فراهم میشد. کاش خوابی بودم تا وقتِ نگرانی، کافی بود پلک روی هم بزاری تا دنیا مال تو بشه، همهی نگرانی هات محو بشه. وقتی از همه چی و همه کس خسته ای، کاش خواب بودم تا با من آروم میشدی، تو چند ساعت که در هر لحظهش میشد یه عمر زندگی کرد، همهی خستگی هات میرفت، لذت وجودت رو فرا میگرفت و وقتی بیدار میشدی، لبخند روی لبت بود. کاش خواب بودم تا وقتی با گرسنگی بخواب میری، رنگینترین سفره رو برات پهن میکردم. تا وقتی دلت گرفته، دستتو میگرفتم، همه ی اون سفره میشد دوتا ساندویچ و یه بسته چیپس، تو یه سبد دستمون میگرفتیم و تو یه تپه سرسبز با چمن های سبز روشن و یکدست ظاهر میشدیم. یه جا نزدیک بالای تپه، جایی که قوس زمین ملایمه، جایی که از تپه ی زیر پا تا افق، قشنگرین منظره رو برومون رسم میکرد و فقط برای ما بود. دراز میکشیدیم و به آسمون نگاه میکردیم که به رنگ مورد علاقهی تو در اومده نگاه کن، تکههای ابرها از بالای سرمون آهسته رد میشن، چقدر آروم دست در دست هم غرق نگاه به آسمون میشدی صورتـتو به سمت من بر میگردوندی و میدیدی نگاه من به تو دوخته شده ابرها دیگه حرکت نمی کردن کاش خواب بودم، تا وقتی بیدار میشدی... آرزو میکردی ای کاش واقعی بودم
وقتی خواب بودی، بیدار بودم، تو بیداری این، رویای من بود |
|
